رو به خورشيد برو سايه ها پشت سرت قرار خواهند گرفت.

دي دامنش گرفتم   کاي گوهر عطايي
شب خوش مگو  مرنجان کامشب از آن مايي
افروخت روي دلکش شد سرخ همچو اخگر
گفتا بس است کم کن تا چند ازين گدايي
با مدعي مگوييد اسرار عشق و مستي
تا بي خبر بميرد در رنج خودپرستي
عاشق شو ارنه روزي کار جهان سر آيد
ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستي
سلطان من خدا را  زلفت شکست ما را
تا کي کند سياهي  چندين دراز دستي
در گوشه سلامت مستور چون توان بود
تا نرگس تو با ما گويد رموز مستي
گفتم که خوش عذارا تو هست کن فنا را
زر ساز مس مارا      تو جان کيميايي
اي همرهان و ياران گريييد همچو باران
تا در چمن   نگارا   آرم خوش نوايي

اين متن شعر(مخلوطي از شعر حافظ و مولانا) آهنگ عشق و مستي از آخرين 
 کار حسام الدين سراجه و بهمين نام ميباشد.ريتم تقريبا تندي داره
با تنبور خوش نواي رامين کاکاوند که بنظر من از بهترين آهنگاي سراج در اومده.
*********
ميخواستم يه آپديت فوتبالي بکنم بعد گفتم ولش کن...بعد گفتم بذار از پدر بگم...
که بعدا حسرتشو نخورم بقول بعضيا زنده هارو عشق است!
ميخواستم بگم پدر من غير از شغل معلمي داور بين المللي فوتبال هستن.
البته کارت مربي -داوري فوتبالوهم از فيفا دارن و داور بين المللي در رشته...و ...هم هستن.
غير از پدرم فقط يکنفر ديگه در ايران همطراز ايشون هستند... در زمان  خودشون
به يک داوري که باج نميدادن و خيلي سخت گير بودن معروف بودن.آخرين پست ايشون در
سال ۱۳۸۱بود که بدلايلي بيرون اومدن...پدر من غرور خاصي دارن که با يه سري
سيستما جور در نميان اونم سيستم ...
من و خواهر و برادرام و حتي نوه هاشون که تازه رو دور ورزش افتادن
هميشه تو ورزش بخاطر وجهه خوبش تو گذشته مورد احترام
بوديم و چون در سه رشته مهم و پر طرفدار ورزشي فعاليت داشتن هر جا اسم
فاميل مارو ميفهميدن مورد لطف خود شون قرار ميدادن.واقعا راست ميگن کوه به
کوه نميرسه ولي آدم به آدم ميرسه.من ترم اول تو دانشگاه مشکلي داشتم که
استاد فيزيولوژيمون که شاگرد بابا بود و مسوول ورزشي دانشگاه که بازيکن تيم
ملي ...بود حلش کردن.يادش بخير استادمون ميگفت حالتو جا ميارم !بابات به 
من نمره ورزشمو تو مدرسه ۱۴داد منم اينجا تلافي ميکنم. البته شوخي ميکرد
ولي همون شد من ۱۴گرفتم!!! (البته بالاترين نمره کلاس هم بگم ۱۵ بود)...
بابا هنوز وقتي جايي مثلا بانک ميره نسل جديد هم ميشناسنش و خودش
خيلي تعجب ميکنه و اين نشون ميده ارزشا تو ياد آدما ميمونه.
خداييش نه اينکه پدر منه ولي خيلي براي ورزش زحمت کشيده يه زحمت خالصانه.
تازه اخلا قاي ورزشکاريش هم کلي زبونزد بوده و هست.
حالا تا زندس يادي ازش نميکنن (دوستاش چرا خيلي ولي...)اونوقت دور از جونش
بعد از ۱۲۰سال که ميميره ميان هوار هوار ميکنن که ما مثلا مثل اينو کم داشتيم.
و ال و بل و اين حرفا...يه مرده پرستي و افسوس و ازين حرفا...
مامانم ميگه حيف بابات که با اون همه فعاليتاش خونه نشينه...البته بگم ايشون الان
۶۵ سالشونه و عمر ورزشيشون رو کردن ولي خوب توي اون دوران دشمن هم
کم نداشتن .سيستم ورزش ما کلا سيستم مريضيه .اگه بدونيد چقدر مسائل
پشت پرده است و چه حق کشيايي که با سياست و منظور در حق بازيکنا نميشه.
 من وبرادرم که کم نکشيديم...بگذريم حرف درين مورد زياده...
راستي اينم بگم ديدن يه فوتبال ديدني با پدر من ديدني تر ميشه...همونطور که
دومادش مياد اينجا که با هم تماشا کنن و خلاصه حالي ميده يه فوتبال زنده
با يه مفسر مطلع...البته من و بابا جرياناتي هم داريم.برام تو خونه زياد سوت ميزنه
و کارت زرد کم نشون نميده!!!يکبارم که نزديک بوده اخراج بشم!گاهي اوقات هم
کارم به کميته انضباطي ميکشه!تازه خطاهايي هم که روي من ميشه کمتر پنالتي
ميگيره!تا هم لب خط ميريم براي سانتر اوتمونو ميگيره!البته منم بعلت بي تجربگي
زياد تو آفسايد ميرم که سوتاي خوبي برام ميزنه ئ اکثرا هم درست آفسايد ميگيره
حتي اگه گل بزنم مردودش ميکنه!!
لپ کلام اينکه چقدر خوبه که پدر و مادر آدم داراي اخلاق و گذشته اي باشن که
باعث افتخار بچه هاشون باشن و همچنين بر عکسش.
اميدوارم خدا بهم شعوري بده که قدر والدينمو بهتر بدونم و کاشکي اين فاصله ها
کوتاهتر ميشد.


جلوي آيديش نوشته بود يه سبد سلام ...چشاش از اشک پر ميشه............
يه روز سبد سبد ازش عشق و محبت داشت ولي حالا يدونه ازاون سلاما هم
نميتونست از اون سبد برداره...حالا يه آسمون ابراي دلتنگي داره و بغضي که
با کوچکترين خاطره متولد ميشه ...
طفلي اون سبد به دست
طفلي اين دلتنگ
بيچاره اون طايفه در بند سنت...

  
نویسنده : مژده ; ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ تیر ،۱۳۸۳