بر بلندی کوهها نمی توان غالب شد مگر از طريق جاده های پيچ در پيچ.         گوته


يکنفر به مبارز راه روشنايی هشدار ميدهد:
طوفانی در يک ليوان آب ايجاد نکن.
اما مبارزهرگز مشکلات را مبالغه آميز جلوه نميدهدو ميکوشد خونسردی خويش
را حفظ کند.از طرفی او رنج ديگران را مورد قضاوت قرار نميدهد.گاه امری بسيار
جزيی که ممکن است هيچ تاثيری بر او نداشته باشد ميتواند طوفانی پنهان در
روح برادرش را آشکار کند.مبارز به رنج ديگران احترام ميگذارد و نميکوشد آنرا با
رنج خود مقايسه کند.
جام شکيبايی همه در برابر رنج و درد به يک اندازه نيست.

                                                                     (مبارزان راه روشنايی ...کوئيلو) 



*وب لاگ بازار ساحری رو بخونيد در مورد سياست مطالب طنز زيبايی مينويسه......
**امشب يه سر رفتم تو آرشيو چشمم افتاد به اين شعر...از اونجايی که خودم خيلی
دوسش دارم و خيلی هم قشنگه حيفم اومد دوباره نيارمش .مال روزاييه که اينجا خيلی
کسی سر نميزد...پس بخونيدش و از حس صميمی شاعر که نميدونم کيه لذت ببريد.

دو تا دونه ساندويچو يه نيمکتو يه من يه تو
پسته خندون يه خورده تو پاکتو، يه من يه تو

يه باغ پر شکوفه يه سبد نياز من به تو
يه خرده از نگاه ،محبتو، يه من يه تو

يه فکر راحتو ،تمرکز و صدای پای دل
يه جای دنج و با صفا يه خلوتو، يه من يه تو

يه جای دور از تردد صدای لحظه ها
عقربه ای خشک و گچی تو ساعتو، يه من يه تو

بارون نم نمو هوا بهاريو يه سايبون
يه آسمون ابريو ،طبيعتو، يه من يه تو

يه مثنوی تو دستمون يه نی يه درد مشترک
تو تشنگی يه جرعه از  حقيقتو، يه من يه تو

يه شوق ديدنو اگه خدا بخواد رسيدنو
يه اعتقاد من به تو،يه عادتو،يه من يه تو


 

  
نویسنده : مژده ; ساعت ۱:٠۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٤ تیر ،۱۳۸۳