آسمون هم دلش وا نمیشه...


بد ارثی بهمون دادی بابا
زخمهای کهنه و مادرزادی بر دل

۱/پارسال بیقرار این بودم که عید فطر بشه و امسال در هول و هراس...هیولای خاطرات بدجوری داره خودشو به رخ میکشه.کاشکی مثل این بازیهای کامپیوتری میشد برداری با یه تفنگ درب و داغونش کنی.آخه من تو بازیای اینجوری هم زیاد میسوزم!

۲/اینروزا روحیه ی خوب  برای من مثل یه سگی شده که مدام باید قلادشو ببندم که از کنارم تکون نخوره!سگ خیلی بازیگوشیه و همش هم گرسنشه و مدام باید خرجش کنم که يا پاچمو نگیره!یا در نره!گاهی اوقات حفظ روحیه سخته،سخته،سخته.

۳/از دوستانی که با آفلاین و ای میل سراغ و احوالمو گرفتند ممنونم .رفتیم که نه ،فرار کردیم دوسه روزی از تهران بلکه آب و هوا عوض کنیم،دست از پا درازتر برگشتیم خونه،یک حالی ازمون گرفتند که 2روزه قلبم داره تیر میکشه .عجیب خوش گذشت هر روز بدتر از دیروز!از روی دلسوزی و محبت شاید! یه چیزایی میگن که اشک آدمو در میارن.ولی دو تا چیز برام جا افتاد.اول اینکه هر چی بیشتر از خودمون حرف بزنیم ،خودمونو بیشتر در معرض قضاوت آدمها قرار میدیم،پس یا باید بگیم گور باباشون یا چوبشو بخوریم، منکه اینروزا بر عکس گذشته رو حرفها و قضاوتها حساس شدم.گاهی فکر میکنم همونجور که خودم تا حدودی شرایط دیگرانو درک میکنم و مراعاتشونو میکنم ،دیگران هم همینطورند ولی خوب در عمل کم پیدا میشه،واقعا گاهی به این نتیجه میرسم که دوست خیلی بهتر از قوم و خویشه .

۴/ ساعت 5عصر میرسم تهران ،زودی زنگ میزنم بمریم که بریم زیر بارون راه بریم،پاییز داره خودشو نشون میده ،میزنیم بیرون اونم بدتر ازمن ،اون میشه سنگ صبور من ،من میشم سنگ صبور اون ،دوستی 20 سالمون بهمون آرامش میده.،اینروزا نمیدونم چرا همه درگیر مشکلات هستند؟بقول یکی خدا یه لحاف گنده کشیده بالای آسمون،هیچ دعایی بالا نمیره که مستجاب بشه!!!!بازم هوا تاثیر مثبتشو میذاره. واقعا هوای نشاط انگیزیه،هوای بارونی.

۵/پدرم 1ساعت پیش از تو قطار زنگ زده که اینجا ریلها یخ زده و و قطار هم یخ شکن نداره و فعلا ما گیر کردیم تو راه و معلوم نیست تا کی تو این قوطی گیریم! خلاصه نمیدونم کی میرسم!!من ساده هم یه لحظه باور کردم !!قربون این مملکت برم که با یه بارون همه چیش بهم میخوره!

۶/عکس گل امیدم افتاده بود رو برکه ،قهره پرپرش کرد  حالا یک یک تو برکه، ماهیا اشک میریزن چک چک تو برکه .............
دل من جز دل تو دیگه یاری نداره ،بپا ترکش نکنی که قراری نداره،مثل فانوس توی باد بی تو من خاموش میشم،دیگه فانوس خاموش باتو کاری نداره
من به این شعرقدیمی حضرت شماعی زاده !!ارادت خاصی دارم،الان هم داره رو وینمپ میخونه!!

۷/شرمندتم من گاهی نمیتونم به قولم وفادار باشم،قول سنگینی دادم.
نه در دنيای باد
نه در دنيای سايه ها 
در هيچ يک سهمی از آفتاب برايمان نبود.
......
دلم دلم دلم دلم دلم دلم دلم  برايت تنگ شده
اگر بيايی،...
هزار گل قاصد روانه کرده ام
يا باد پيام آور نبود    
يا تو نيامدی!

(فخری...)

۸/کلام آخر
برای عرایض:

قلبشو کوک کرد
گذاشت رو اسم یه فرشته
گفت بذار برای یه بارهم که شده بلرزم.

آدم کوکی، خسته بود!

  
نویسنده : مژده ; ساعت ٤:٠٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ،۱۳۸۳