يه شعر راهنمايی و رانندگی!

به سوي تو مي آيم
از خيابان"دو طرفه" و با تو از عابراني خواهم گفت که
هنگام عبور از "خط عابرپياده" برايم دست تکان مي دادند
پشت "چراغ قرمز" به تو فکر مي کردم
يادت هست مي گفتي همرنگ شقايق هاست.
برايم نوشته بودي تا رسيدن به آينده اي روشن
"توقف ممنوع"
يادمان باشد "راه مستقيم" آسان ترين راه است.
از "گردش به راستها و چپ هاي ممنوع"بپرهيزيم.
رهروان راه  سعادت هميشه از "چراغ سبز" مي گذرند.
حواسمان باشد عمرمان را در "دور زدنهاي ممنوع"تلف نکنيم.
يادمان باشد گاهي جاده زندگي "لغزنده "است   احتياط کنيم...
"رعايت حق تقدم" يعني که تو عاشق عدالتي
باور کن بيما راني که خوابيده اند آواز پرنده هاي پشت پنجره را بيشتردوست دارند"بوق زدن ممنوع"
تا وقتي "ورود ممنوع" است به خلوت هيچکس نخواهم رفت حتي تو
مي داني از "برگه هاي جريمه" بيزارم؟؟
چون تحقير را دوست ندارم
با "احتياط" مي آيم  مشتاق ديدن تو....

  
نویسنده : مژده ; ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ دی ،۱۳۸٢