الان مصائب مسيح رو ديدم.ديدنش در عين زيبايي، سخت  بود.داستان مسيح
به هر روايتي زيباست،يک مبارز عاشق،چه قشنگ براي دشمناش دعا ميکرد.
يعني ما هم ميتونيم هنگام زجر براي دشمنامون دعا کنيم؟!
چقدر صحنه اي که مسيح ميميره و دوربين بالا ميره و يک قطره آب ازآسمون
ميچکه روي زمين زيباست...فوق العادست.
راستش داشتم فکر ميکردم همونطور که ما به اون مردم واژه احمق ميديم ،شايد
روزي برسه که آيندگان از ما به اين واژه ياد کنند.يعني ممکنه اونقدر توي جهل
باشيم که متوجه خيلي چيزا نباشيم؟مثلا مسيحي درکنارمون باشه وما به صورتش
يا در اصل وجود خودمون تف بندازيم؟
يعني ممکنه انقدر توي جهل باشيم؟
شنيدم در آمريکا مردم با انجيل به ديدن اين فيلم ميروند و دو نفر سکته کرده اند
و فوت کردند، واقعا مسيحيا حق داشتن خوب.
از سکانسي که صليب وارد فيلم شد من حالم بد شده بود .چه عشقي
به اين صليب داشت.توي کتاب "آخرين وسوسه مسيح "اشاره شده که خود حضرت
مسيح صليب هم ميساختن ولي نه در انجيل! نه در اين فيلم چنين چيزي گفته نشده.
در هر حال فکر ميکنم مريداي مسيح ديگه يک جور ديگه صليبشونو
ميبوسند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــ
اين قسمتو فرداي ديدن فيلم مصايب مسيح دارم مينويسم:
وقتي فيلم تموم شد ،تعجب کردم که ناپديد شدن حضرت مسيحو بعد از مرگشون
بالاي صليب نشون نداد .شب که خوابيدم اين خوابو ديدم...
خواب ديدم که همه کنار صليب ايستاديم و داريم به صليب نگاه ميکنيم.
يکدفعه انگار که همه مکان دور و برمون داره حرکت ميکنه.تمام مردم شروع
کردن به دويدن مثل خودم.بعد ازاونجا به جاهاي بالاتري صعود مي کرديم،انگار
کوههاي بالاتر،به فضايي رسيديم که يک منظره خيلي قشنگ داشت و اونجا
يک صليب خالي وجود داشت،در حاليکه با تعجب نگاه ميکرديم که چرا صليب خاليه
يه نگاه بخودم کردم ديدم يک لباس سفيد تنمه و روي اون با خط زيبايي
نوشته شده "ولايت علي ابن ابيطالب حصني فمن دخل حصني من عذابي"
همون جمله معروف...عجيب بود.
کم با يکسري چيزا قاط زدم ...  هيچي نگم سنگينتره.............

/ 0 نظر / 2 بازدید