مسير سبز آخر

سلام راستش امشب ميخوام يه کم غر بزنم آخه پوست کلفت بچه پررو، کم اورده، البته نه خيلی، کمی تا قسمتی هوا ابريه و در بعضی جاها رگبار تند مشاهده می شود!!
نميدونم قبلا هر چی سرم ميومد ميرفتم سراغ اون که همه کس خيلياست.دستامو ميگرفت آرومم ميکرد مثل يه نسيم سبک ميشدم..باورتون نميشه که چه حالايی باهاش داشتم...
سبز سبز،آبی آبی...ولی دروغ چرا با همون خدا قاط زدم حسابيم قاط زدم.خوب، خسته شدم.
با با خسته شدم .همش بازی بازی بازی و چه نقشای سنگينی .کاشکی اقلا مثل جشنواره فيلم فجر يه جايزه بهمون ميدادند...يا لا اقل کانديد ميشديم.دلمون شايد خوش ميشد کمی...!!!
چند سال پيش يه کلا سايی ميرفتيم هی ميگفتند شما اليد بليد، جين بليد!!از خود
بطلب که هر آنچه خواهی تويی! و از اين حرفا.يه سری تمرين و کارايی که ميکرديم .
چقدر سرمون گرم بود، کلی تغيير کرده بودم ولی همون چيزايی که بهمون گفتند حالا
 مث يه خوره افتاده تو جونم  که واقعا راست بود؟؟؟؟اون چيزايی که با تمرکز ،تجسم به دست می آورديم کار خودمون بود؟خدا کجا بود؟اراده چيه؟سرنوشت، لغتی که اين روزا بد جوری داره ميسوزونتم چيه؟؟؟؟ .منکه فکر کنم تا آخر عمرم هم نفهمم که خدا کيه ؟چقدر از زندگيمون تحميليه؟ما چه کاره هستيم ؟قراره چه گلی به سر خودمون و بقيه بزنيم؟ حالاگيرم هم فهميدم،خوب شايد کمی آروم شم ،مث اونی که دستاشو برده بالا و اميدی از خودش نداره و تسليمه يه تسليم محض ،اينم دوست ندارم که تسليم باشم .! اصلا حالا موندم تو زندگی چقدر ما سهم داريم توپيش اومدن مسايلی که برامون پيش مياد.10%،30%،50%،70%فقط ترو خدا نگيد ۱۰۰٪!!!من 
خيلی خستم........

/ 0 نظر / 3 بازدید