علم نو پای گاو درمانی!


یک زن کشاورز اهل فرانسه،برای درمان افسردگی زنهای شهری از گاوهایش استفاده میکند.                          
 رادیو پیام و تلویزیون

دوستم میگفت مامان بزرگش که تو روستا زندگی میکنه،میگه بوی گاو عجیب آرومش میکنه!حالا مقایسه کنید با بعضی آدمها که آدم از بوشون در میره!
اینکه تو قرن 21 انسان برای درمان امراضش داره به هر جونوری متوسل میشه که شکی نیست ،ولی نمیدونم چرا دست از سر این گاو بیچاره بر نمیداره!
شیرش،پوستش،کاربرداسمش برای فحش دادن، ازش فیلم میسازن و میشه هنرپیشه نقش اول، حالا هم که خود وجود مبارکش! واقعا هم که ارزش این حیوونو ما قدر ندونستیم! شاید هندیها یه چیزی حالیشونه که می پرستنش!
یه چیزی که توی این خبر برام جالب بود ،اینکه حالا چراخانمها؟؟!افسردگی آقایونو نمیشه با گاو معالجه کرد؟! شایدم تا چند سال دیگه باید به الاغ هم متوسل بشیم!!! اگه اینجوری بشه که ایران ازین نظر مشکلی نخواهدداشت وتوی تمام روستاها از این حیوانهای درمانگر ریخته!
خوب حالابریم سر روشهای درمان:لباسی سبک و روشن پوشیده ،به طویله یا مرکزروان بخشی میروید،بر طبق سلیقه خود ،معالج مورد نظر خود را انتخاب کرده سپس در کنار هم به فضای آزاد آمده و در کنار هم لم میدهید.این برنامه بر اساس شدت افسردگی شما میتونه زمان بندی خاص خودشو داشته باشه!
بطور مثال  در موارد حاد:3بار در روز بمدت یک ساعت بعد از صبحانه بعد از نهار و بعد از شام! ولی در صورت بهبودی نسبی بعدها حتا میتوان از نوارای مدیتیشن صداهای گاو و یا پوسترهای گاو ویا تمرکزذهنی روی چشمهای خمارش هم بهره برد و در اوقات فراغت شعر هم گفت!
از عوارض این درمان میتوان اول:به عادت کردن و علاقمندی شدید به درمانگر نام برد !همه که مثل گاوای اسپانیایی خشن نیستند که آدمو شاخ بزنن بعضیاشون انقده مهربونند یه ما ما مایی میکنند که عاشقشون میشی!،خوب آدمیزاده دیگه، وابسته میشه !دوم :خرابکاری گاو محترم و بلند شدن بوی نا مطبوع ،سوم دخالت جفت گاو واعلام نارضایتی اش،بخصوص اگر گاو مورد نظر نر باشد!بهتر است درمانگرتان از جنس ماده باشد که اختلافات خانوادگی براشون پیش نیاد!
البته بنظر من بهتره آدم افسردگی نگیره که بخواد برای درمانش سراغ گاو بره! یکی از بهترین روشهاش هم اینه که آدم خودشو به گاوی بزنه و به روایتی در برابر رنجها و غصه ها بشه عینهو گاو!!!بی خیال بی خیال...(سالی که سال گوسفند بود واسه ی 4تا از دوستام عیدی ،عروسک گوسفند گرفتم بهشون گفتم :اینو میذارید جلو چشمتون تا امسال مقابل ناراحتیا تون یادتون نره که مثل گوسفند باشید!خوب گاواهم فامیله همین گوسفندا هستند دیگه!)تازه گاهی اوقات هم لازمه مقابل بعضی آدما مثل گاو نشون بدی ،یعنی که هیچی حالیت نیست هیچی!19.gif

این خبرو که از رادیو تو ماشین شنیدم یاد یکی از خاطرات خودم افتادم.در هفته گاهی برای سرکشی از خانه های بهداشت و نظارت به کار بهورزان به روستاها میرفتیم.یک خانم دکتری از همکارام بود که کمی تپل مپلی بود و شدیدا هم روی این مسئله حساس.یکبار که داشتیم با ماشین از بین مزارع رد میشدیم،برگشت بمن گفت خانم فلانی این گاو ها رو ببین واسه ی خودشون چه راحت روی این علفها لم دادند،انگار هیچ غصه ای ندارند،منهم بعد از تایید حرفش گفتم بله انگار که هیچ غصه ای ندارند.
چند ماه بعد منوواون همکارم دوباره با هم همراه شدیم،وقتی گاوها رو دیدم برگشتم  و اشتباهی گفتم :خانم دکتر ،من هر وقت این گاوهارو میبینم ،یاد شما می افتم! قیافه متعجب و عصبانی خانم دکتر دیدن داشت و صورت سرخ شده ی من...05.gifاينجوری!

*دم افطاره ،یه سر میرم ببینم افطاری چی داریم.به مامان میگم تو زود پز چیه بوش یه جوریه؟مامان میگه زبون گاوه،(غذای مورد علاقش)ساندویچشو خودت درست میکنی. ترو خدا میبینید آدما زبونشم از حلقومش میکشن بیرونو و میخورند!بعد میگن اسب حیوان نجیبی ست!
خودمونیم ،خندم گرفته بود،ديروز چه روز گاوی ای بود واسه من!
در چراگاه« نصیحت »گاوی دیدم سیر.

**دیروز ظهر(شب قدر) یه اس ام اس برام اومد با این مضمون" هر کاری داشتی امشب با من تماس بگیر" نگاه کردم دیدم شماره نا آشناست.در جواب زدم  که شما اشتباه پیامتونو فرستادید ومن این شماره رو نمیشناسم.هیچ جوابی نیمد.پیش خودم فکر کردم مثلا میتونی فکر کنی این پیام از طرف خدا اومده و یه تذکره واسه امشب!!!!شب ساعت 12 یه آقایی زنگ زد که شما به شماره من امروز میسیج زدید ومن شمارو نمیشناسم،گفتم ولی اول شما بودید که بمن میسیج زدید،گفت نه خانم من اصلا اس ام اس ندارم که بکسی بزنم !!!شاخ در اورده بودم ،پیش خودم گفتم نه مثل اینکه جدی جدی اون پیغام از طرف خدا بوده!!!

***اینم استفاده ابزاری! شاید روزنه ای بشه برای کسی :یک شرکت کامپیوتری آشنا (شوهر دوستم)احتیاج به یک منشی خانم داره بیشتر برای پاسخگویی به تلفن و جواب دادن فاکس.هر نوع مهارت کامپیوتری هم پوئنی براش محسوب میشه.ساعت کاری 8 صبح تا 6 بعد از ظهره، حقوق متغیر بین صد تا صد وسی تومن محل کار هم سر فلسطین.اگه کسی رو میشناختید که به این کار احتیاج داشت لطفا بمن میل بزنید.

****این 23روز اول ماه رمضون یه ور این روزای آخر یه ور،همه مریضیات که عود میکنه هیچی ،اون صبر و تحمل روزای اول هم نیست.امسال هم که ما فقط مهمون کردیم.امان از بی دعوتی!!!البته بعضیا دعوتت میکنن ولی اگه بری با اونی که نباید روبرو بشی،روبرو میشی پس میشینی خونه و با سماق افطار میکنی!

*****وقتی قرار باشه 10 روز نری عیادت یکنفر تو بیمارستانو و هی تنبلی کنی واونوقت روزی که شرط کنی با خودت که حتما بری ،معلومه که صبح زودخبر فوتش شوکه ات میکنه،اینجوری عین لبو میری تو مجلس ختم وبا 2 کیلو کاهش وزن میای بیرون!از من بشما نصیحت عیادت رو بتاخیر نندازین.راستی بنفشه هم بالاخره مرخص شد از بیمارستان...قدر سلامتیمونو بدونیم اینو دوست عزیز حسن آقای گل، خوب درک میکنه.
باشه باشه الان تمومش میکنم ولی بخدا خیلی جلو خودمو میگیرم که آپدیتهای کم هم مینویسم اونوقت نرگس عزيز میگه هفتگی آپدیت کن!!!

چقدر گفتم بهت این دل ترک داره         چقدر گفتم که چشمونش کلک داره
درست گفتی ولی عین خیالم نیست      شکسته دیگه،بازی اشکنک داره

من بی صبرانه منتظر شنیدن خبرای خوب از دوستانم هستم.ديالا.......

 

/ 0 نظر / 8 بازدید